114
خدا مرا به فراق تو مبتلا نکند
نصیب دشمن مارا نصیب ما نکند
من و ز کوی تو رفتن؟ زهی خیال محال
که دام زلف تو هرگز مرا رها نکند
خدای را ز تو بر من عنایتی ست بزرگ
اگر فسون رقیب از منت جدا نکنند
چگونه ماه فلک دانمت که ماه فلک
به دست، جام نگیرد به بزم،جا نکند
من از جفات نترسم ولی از آن ترسم
که عمر من به جفات اینقدر وفا نکند
چه داند آنکه شب ما چگونه میگذرد؟
کسی که دست در آن طرّه ی دوتا نکند
حبیب،خواری من خواست بر مراد رقیب
خدا مراد دل هرکسی روا نکند
ز جور دوست ننالم مگر به حضرت دوست
غریق لطف خدا یاد ناخدا نکند
"ادیب" اینهمه دلگرم سوز آه مباش
که سوز آه تو تاثیر در قضا نکند
ادیب نیشابوری
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 16:38 توسط سهیل ساسان