839
گفتی: بگوی عاشق و بیمار کیستی؟
من عاشق توام تو بگو یار کیستی؟
بستی میان به کینه،کشیدی به غمزه تیغ
جانم فدات در پی آزار کیستی؟
دارم دلی ز هجر تو هردم فگارتر
تا خود تو مرهم دل افگار کیستی؟
هرشب من و خیال تو و کنج محنتی
تو با کئی و مونس و غمخوار کیستی؟
من با غم تو یار به عهد وفای خویش
ای بیوفا تو یار وفادار کیستی؟
تا چند گرد کوی تو گردم؟ گهی بپرس
کاینجا چه میکنی و طلبکار کیستی؟
"جامی" مدار چشم خلاصی ز قید عشق
اندیشه کن ببین که گرفتار کیستی؟
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 10:3 توسط سهیل ساسان