388
چرا ستمگر من با کسی جفا نکند؟
جفای او همه کس میکشد، چرا نکند؟
فغان ز سنگدل من که خون صد مظلوم
به ظلم ریزد و اندیشه از خدا نکند
چه غصه ها که نخوردم ز آشنایی تو
خدا تو را به کسی یا رب آشنا نکند
کدام سنگدل از درد من خبر دارد؟
که با وجود دل سخت گریه ها نکند؟
کشیده جام و سر بیگنه کشی دارد
عجب که بر نکشد تیغ و قصد ما نکند
بجای خویش نیاید مرا چو "وحشی" دل
اگر ز تیر تو پیکان به سینه جا نکند
وحشی بافقی
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 10:39 توسط سهیل ساسان