مرا بی یار و غمخوار آفریدند

مرا بیمار بیمار آفریدند

مرا با درد عشق سینه سوزی

از اول بی پرستار آفریند

مرا دائم قرین رنج کردند

چو گل در سایه ی خار آفریدند

مرا چون مرغ خوشخوانی در این باغ

گرفتار گرفتار آفریدند

مرا لبریز محنت خلق کردند

مرا از غصه سرشار آفریدند

مرا در بزم گیتی مات و مبهوت

نه سرمست و نه هشیار آفریدند

مرا ز آمیزش امید و یاسی

پی یک لحظه دیدار آفریدند