آنان که محیط فضل و آداب شدند

در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون

گفتند فسانه ای و در خواب شدند

***

گویند هر آن کسان که با پرهیزند

زان سان که بمیرند چنان برخیزند

ما با می و معشوق از آنیم مدام

باشد که به حشرمان چنان انگیزند

***

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود

نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود

زان پیش نبودیم و نبد هیچ خلل

زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

***

گویند بهشت و حور و عین خواهد بود

وآنجا می و حور و انگبین خواهد بود

گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک

چون عاقبت کار چنین خواهد بود