از جرم گل سیاه تا اوج زحل

کردم همه مشکلات کلی را حل

بگشادم بندهای مشکل به حیل

هر بند گشاده شد مگر بند اجل

***

یک چند به کودکی به استاد شدیم

یک چند ز استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که مارا چه رسید؟

از خاک بر آمدیم و در خاک شدیم

***

ای مفتی شهر از تو پر کار تریم

با این همه مستی از تو هشیار تریم

تو خون کسان خوری و ما خون رزان

انصاف بده کدام خونخوارتریم؟

***

برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم

زآن پیش که از زمانه تابی بخوریم

کاین چرخ ستیزه جوی ناگه روزی

چندان ندهد زمان که آبی بخوریم