از تن چو برفت جان پاک من و تو

خشتی دو نهند بر مغاک من و تو

وآنگه ز برای خشت گور دگران

در کالبدی کشند خاک من و تو

***

از آمدن و رفتن ما سودی کو؟

وز تار امیدوار ما پودی کو؟

چندین سر و پای نازنینان جهان

میسوزد و دود میشود دودی کو؟

***

ناکرده گنه در جهان کیست بگو؟

آنکس که گنه نکرد چون زیست؟ بگو

من بد کنم و تو بد مکافات دهی

پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو

***

آن کاخ که بر چرخ همی زد پهلو

بر درگه او شهان نهادندی رو

دیدیم که بر کنگره اش فاخته ئئ

بنشسته همی گفت کو؟ کو؟ کو؟ کو؟