707
از تن چو برفت جان پاک من و تو
خشتی دو نهند بر مغاک من و تو
وآنگه ز برای خشت گور دگران
در کالبدی کشند خاک من و تو
***
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟
وز تار امیدوار ما پودی کو؟
چندین سر و پای نازنینان جهان
میسوزد و دود میشود دودی کو؟
***
ناکرده گنه در جهان کیست بگو؟
آنکس که گنه نکرد چون زیست؟ بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو
***
آن کاخ که بر چرخ همی زد پهلو
بر درگه او شهان نهادندی رو
دیدیم که بر کنگره اش فاخته ئئ
بنشسته همی گفت کو؟ کو؟ کو؟ کو؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 9:33 توسط سهیل ساسان