793
از تندی خوی تو گهی یاد نکردم
کز درد ننالیدم و فریاد نکردم
پیش که رسیدم که ز اندوه جدایی
نگریستم و حرف تو بنیاد نکردم
با اینهمه بیداد که دیدم ز تو هرگز
دادی نزدم ناله و فریاد نکردم
گفتی چه کس است این؟ چه کسم؟ آنکه ز جورت
جان دادم و آه از دل ناشاد نکردم
"وحشی" منم آن صید که از پا ننشستم
تا جان هدف ناوک صیاد نکردم
وحشی بافقی
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 11:39 توسط سهیل ساسان