799.از طرف حنان عزیز
سلام اي بي وفا،اي بي ترحم
سلام اي خنجرحرفاي مردم
سلام اي آشنابارنگ خونم
سلام اي دشمن زيباي جونم
بازم نامه ميدم باسطرقرمز
آخه اين بارشده من باتوهرگز
نمي خوام حالتوحتي بدونم
تعجب مي كني آره همونم
هموني كه زموني قلبشوباخت
همون كه ازتويك بت،يك خداساخت
هموني كه برات هرلحظه مي مرد
كه ذكرنامتوبي جون نمي برد
تعجب ميكني آره عجيبه
مي خوام دورشم ازت خيلي غريبه
برات كافي نبودحتي جوونيم
تموم شدآره گم شدمهربونيم
دريغ ازيك نگاه عاشقونه
دريغ ازيك سلام بي بهونه
ديگه كوتاه كنم بايك خدافظ
كه عشق مارسيدبه سدهرگز
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 14:6 توسط سهیل ساسان