پرواز کرد و از او آشیانه ماند

مشت پری ز نعمت هستی نشانه ماند

از سوز و ساز دل اثری آشکار نیست

جز دود آه ما که به دیوار خانه ماند

عمری فسانه ها دل ما در فسسون گرفت

افسانه جو به خواب شد و زو فسانه ماند

گر شعر سوزناک سرودم عجب مدار

شمع نشاط مرد و از او این زبانه ماند

در ملک عشق لایق تاج نوازش است

این سر که جاودانه بر این آستانه ماند

رشید یاسمی