836
پرواز کرد و از او آشیانه ماند
مشت پری ز نعمت هستی نشانه ماند
از سوز و ساز دل اثری آشکار نیست
جز دود آه ما که به دیوار خانه ماند
عمری فسانه ها دل ما در فسسون گرفت
افسانه جو به خواب شد و زو فسانه ماند
گر شعر سوزناک سرودم عجب مدار
شمع نشاط مرد و از او این زبانه ماند
در ملک عشق لایق تاج نوازش است
این سر که جاودانه بر این آستانه ماند
رشید یاسمی
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 9:57 توسط سهیل ساسان