از غم عشق حکایت به صبا نتوان کرد

گله از دوست به هربی سر و پا نتوان کرد

گر بدلجویی عشاق ز جا برخیزی

چه قیامت که ز هر سوی بپا نتوان کرد

گفت ناصح که دوای غم "الفت" صبر است

راست فرمود ولیکن بخدا نتوان کرد

محمد باقر الفت