928
گفتمش: کشتی مرا بر گردنت خون منست
گفت: از جان بگذرد آن کس که مفتون منست
گفتمش: با بوسه ای کردی ز خود بیخود مرا
گفت: این خاصیت لبهای میگون منست
گفتمش: عشق تو عالمگیر کرد افسانه ام
گفت: این افسانه سازیها ز افسون منست
گفتمش: من واله و شیدا و مجنون توام
گفت: شهری واله و شیدا و مجنون منست
گفتم: ای گل رسم و قانون نکویان چیست؟ گفت:
بیوفایی رسم من بیداد قانون منست
گفتمش: چون طبع من قد تو موزون است گفت:
طبع موزون تو هم از قد موزون منست
محمد سیاسی
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 21:23 توسط سهیل ساسان