967
بس تازه و تری، چمن آرای کیستی؟
نخل امید و شاخ تمنّای کیستی؟
روز آفتاب روزن و بام که میشوی؟
شبها چراغ خلوت تنهای کیستی؟
رنگت چو بوی دلکش و بویت چو روی خوش
حوری سرشت من، گل رعنای کیستی؟
گل این وفا ندارد و گلزار این صفا
ای لاله ی غریب ز صحرای کیستی؟
حالی ز غنچه ی دل ما بازکن گره
در انتظار وعده ی فردای کیستی؟
چون من به بند عشق تو صد ماهرو اسیر
تو زلف تاب داده به سودای کیستی؟
بزمی پر از پری ست "فغانی" تو در میان
دبوانه ی کدامی و شیدای کیستی؟
بابافغانی شیرازی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 21:28 توسط سهیل ساسان